Farsi | English

   
 
تماس با ما شخصيت هاي محيط زيستي لينك هاي مرتبط فروشگاه گالري تصاوير كتابخانه فعاليت ها اخبار و مقالات درباره ما صفحه اصلي
 
 



محیط زیست از دیدگاه قرآن

تهيه كننده: خانم پري نقاش پور

مقدمه :
طبيعت امانت و نعمت خداوند است كه از سر لطف و مهرباني در اختيار آدميان نهاده شده است تا در پرتو بهره وري از آن، زندگي سالم، با نشاط و معنوي داشته و استعدادهاي خود را شكوفا سازند.
اما طبيعت نيز مانند ساير مخلوقات هستي به مقدار و اندازة معين خلق شده است. خداوند در سوره قمر آيه 49 مي فرمايند: « ما هر چيز را به انـدازه خلق كرديـــم.» هم چنين درســورة حجرآيه 19مي فرمايند: « در زمين همه چيز را موزون رويانديم.» پس موجودات طبيعت، موزون خلق شده و داراي تنوع مي باشند كه اين تنوع دليل بر عظمت خداوند است.
طبيعت در زمره ارجمندترين نعمت هاي الهي است كه به بشر ارزاني شده و از او خواسته شده كه قدر آن را بشناسد و از اسراف و تبذير در بهره برداري از آن بپرهيزد. حكمت الهي ايجاب كرده كه انسان بر روي زمين امين خداوند بوده و مجري اوامر او باشد بنابراين انسان اداره كنندة زمين است نه مالك آن و فقط به حد امانتداري به بهره برداري از زمين مجاز است، يعني كه بايد حق ديگران را مراعات كند و طبيعت را براي نسل هاي آينده محافظت نمايد. سوره هود،آيه 61 مـي فرمايد: « خداوند شما را در زمين خلق كرد و شما را به عمارت و آباد كردن زمين گماشت. »
پروردگار عالم نظام هستي را بر اساس حكمت خود خلق كرده است چنانچه درسورة انبيا آيه 16 مي فرمايد: « ما آسمان و زمين و مابين آن ها را به گزاف نيافريديم.» از اين رو مي بايد به زمين، آسمان، همه موجودات و مخلوقات به ويژه موجودات زنده با نگاه تكريم نگريست زيرا كه ساخته و مصنوع خداوند متعال هستند و اين گونه نگرش باعث مي شود كه انسان رفتاري شايسته و معقول با طبيعت و محيط زيست خود داشته باشد.
استواري نظام خلقت:
بايد توجه داشت كه خداوند پس ازآفرينش هستي، آن را به حال خودرها نكرده بلكه به پرورش وهدايت آن پرداخته است. همچنانكه در آيه 29 سوره عنكبوت آمده است :« اگر ازآنها بپرسي چه كسي آسمان ها وزمين را آفريده است هرآينه گويند آنها را آن بي همتاي تواناي دانا آفريده است. » خداوند كه زمين را همانند گهواره اي كه با آرامش بتوانيد درآن زندگي كنيد آفريد و در آن راه ها قرار داد، باشد كه هدايت شويد. » اين آيه به اين واقعيت اشاره مي كند كه نه تنها آفرينندة زمين و آسمان قدرتي بي همانند و بي همتا مي باشد بلكه اين زمين چرخان و در حال حركت را چنان آفريده و ويژگي هايي بدان بخشيده كه انسان با كمـال آرامش و اميدواري به آيندة خود مي تواند به زندگي خود ادامه داده و راه هدايت را به سوي كمال و بالندگي از آن برگيرد. در واقع نظام خلقت بهترين و استوار ترين نظام است.
قرآن طبيعت را آيت هستي پروردگار معرفي مي كند و معتقد است كه اگر آدمي بتواند حجابي را كه جلو چشمان او قرار گرفته و وي را از ديدن حقايق و درك واقعيت هاي نظام هستي بازداشته، به كناري بزند شگفتي هاي عالم هستي و جذابيت و تنوع موجودات او را به آفرينندة اين جهان مادي رهنمون خواهد كرد. در آيه 164 سورة بقره آمده است :« به درستي در آفرينش آسمان ها و زمين و آمد و رفت شب و روز و كشتي ها كه در دريا به سوي مردم روان مي شوند و آبي كه از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردگي اش زنده مي كند و از هر جنبنده اي در آن مي پراكند و گرداندن بادها و ابر رام شده ميان آسمان و زمين، نشانه هايي است براي مردمي كه خرد را به كار برند.» هم چنين در آيات 10 و11 سورة نحل مي فرمايد:« اوست كه از آسمان آبي فرو باريد كه از آن مي نوشيد و نيز از آن گياهاني مي رويد ( كه حيواناتتان را ) در آن مي چراند بــا آن زراعت زيتون، خرما، انگور، وهمه گونه ميوه ها را مي روياند كه دراين ، براي آن دسته كه مي انديشند نشانه وآيتي است.» آياتي از اين دست در قرآن فراوان است كه نشان مي دهد سزاست كه انسان به خلقت پيرامون خود به ديدة احترام بنگرد، آن ها را مخلوق و مربوط به خداوند حكيم و بي نياز بداند. انسان به عنوان جانشين خدا نبايد در روي زمين تركيب و شكل اين طبيعت دل انگيز را بر هم زند و آن را از حالت طبيعي و اصيل خود خارج سازد، زيرا در اين صورت به واقع معلوم مي شود كه به آيت بودن نظام هستي اعتقاد نداشته و كرامت و ارزش طبيعت را درك نكرده است.
نگاه احترام آميز به مخلوقات خدا بنياد و زمينه هاي فكري حفظ و بالندگي و گستردگي طبيعت را فراهم مي آورد و مي توان گفت:
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
مسئوليت انسان :
يكي ازمهم ترين اركان اعتقادي مسلمانان اصل معاد است. داستان حيات انسان با مرگ خاتمه نمي يابد بلكه اين جهان زمينه و ظرفي است براي بالندگي روح او و انتقال روح به جهان ديگر.
بر پايه آيات قرآن و روايات درآن جهان انسان بايد پاسخ گوي اعمال خود باشد واز آن چه كه دراين جهان انجام داده ازاو سئوال مي شود. دامنة اعمال و رفتاري كه انسان مي بايد پاسخ گوي آنها باشد بسيار گسترده است و از جمله برخورد با طبيعت است.
درسوره صافات آيه 34 مي فرمايد: «قسم به پروردگارت كه از همه آن چه مي كردند سؤال مي كنيم.» بنابراين انسان در مقابل همه چيز از جمله طبيعت مسئول است و يكي از مهم ترين گناهان، فساد آفريني در زمين از طريق تخريب و ويرانگري در طبيعت است كه اگر كسي در آن سو قرار گيرد مرتكب گناهي بزرگ شده است. همانگونه كه انسان بار سنگين امانت الهي را دز اين جهان به دوش دارد به همان صورت نيز مي بايد پاسخ گوي اعمال و رفتار خود در قبال انسان هاي ديگر و طبيعت شگفت انگيز باشد. قرآن كريم در سوره انعام آيه 165 مي فرمايد: « اوست كه شما را جانشينان در زمين كرد و برخي شما را بر برخي ديگر به لحاظ درجه و مرتبه بالاتر قرار داد تا در آن چه به شما داده بيازمايدتان و همان پروردگار سريع كيفر است و هرآينه اوآمرزنده ومهربان است.» بدين سان انسان داراي كرامت، كه حتي مقام اواز فرشتگان برتر است، در مقابل آفريده هاي خدا مسئول است. بالا بودن شأن آدمي را مي توان درآيات قرآن ملاحظه نمود. درسوره ابراهيـم آيه 33 مي فرمايد: « خداوند شب و روز و خورشيد و ماه را در تسخير شما قرار داد.» نيز در سورة نحل آيه 14 مي فرمايد: « او است خدايي كه شما را بر دريا مسخر كرد تا از آن گوشت تازه بخوريد» و بسيار آيات ديگر. اما اين انسان والامقام كه داراي آزادي و اراده و حق انتخاب مي باشد، مي تواند راه صواب در پيش گرفته و از توان و هوش و خردي كه خداوند به او عنايت كرده و از مقام خليفت اللهي بهره برده و به مراتب بالا و عالي دست يابد. هم چنين مي تواند اراده اش را به دست شيطان سپرده و صفاتي از قبيل حرص، طمع و فزون خواهي را در خود بپروراند كه در اين صورت به كيفر دردناك الهي دچار خواهد شد.
اما محمد غزالي يكي از مهم ترين عوامل كفران نعمت الهي را جهل به نعمت هاي الهي مي داند. مقصود آن است كه انسان كوته بين گمان مي برد كه تنها اموال او و آن چه در انحصار او قرار دارد نعمت است و اموال و امكانات عمومي ـ كه منابع طبيعي و محيط زيست مشترك انسان ها در زمرة آن ها قرار دارد ـ راكه همة مردم از آن ها بهره مي برند نعمت نمي داند. در اين صورت بايد با اقدامات فرهنگي مردم را در اين باره به فكر واداشت كه شكر اين نعمت الهي را بگذارند و گر چه هوا، آب، خاك عمومي است اما ادامة زندگي نسل بشر در حفظ و بالندگي آن هاست.
دو دستور اسلامي زيست محيطي :
1ـ برقراري عدالت:
قرآن كريم يكي از اهداف بعثت پيامبران را استوارسازي عدالت در پهنة جامعه مي داند. در سورة شوري آيه 15 مي فرمايد:« اي پيامبر بگو خداوند مرا به اجراي عدالت فرمان داده است.» و در سورة نسا آيه 135 مي فرمايد:« مؤمنان عدالت را بسيار به پا داريـد.» در قـــرآن همان گونه كه براستوار سازي واجراي عدالت تأ كيد شده است از هر گونه ظلم و ستمگري نيز نهي شده است. بي شك ويران گري طبيعت ازروشن ترين مصداق هاي ستمگري و دژخيمي است، چه ظلمي بالاتر از این كه آب و هوايي كه حيات مردم در گرو وجود و پاكيزگي آن است آلوده گردد، جنگل هايي كه به منزلة شش هاي كرة زمين هستند به گونه اي باور نكردني و سرسام آور نابود گردند و …
يكي از معاني عدالت آن است كه حق هر كسي به او داده شود. اولين و ضروري ترين حقوق هر انسان، حيات و استفاده از هوا و آب سالم است كه بايد رهبران جامعه اسلامي و تمام مردم در جهت فراهم آوردن زمينه آن بكوشند و هر گونه مانعي را در اين باره از بين ببرند. در واقع عدالت ايجاب مي كند كه از هر گونه تجاوز به حريم طبيعت و محيط زيست جلوگيري شود.
2ـ حق الناس :
در فرهنگ سنتي اسلامي دو گونه حق شهرت دارد: حق الله و حق الناس. منظور در حق الله انجام واجب ها و ترك گناهاني است كه در يك محور اصلي يعني ارتباط با خدا، مشتركند، به عنوان نمونه نماز و روزه از واجبات بزرگ حق الله محسوب مي شوند. هر گاه آدمي اين وظايف را به گونه اي شايسته و در خور انجام ندهد سزاوار كيفر الهي است چون مرتكب گناه شده است. در مقابل آن حق الناس است كه موضوعات مختلفي را در بر مي گيرد. در روايتي از حضرت علي عليه السلام مي خوانيم: « خداوند متعال حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم ساخت. پس هر كس حق مردم را ادا كند زمينه اداكردن حقوق خدا نيز در او فراهم مي آيد.» در روايتي از امام حسن عسكري عليــه السلام چنين نقل شده است: « والاترين مقام را نزد خداوند كساني دارند كه حقوق برادران خود را (مردم را ) بهتر بشناسند و بهتر ادا كنند » روشن ترين انواع حقوق مردم، مسايلي ازقبيل آب و هواي سالم و محيط زندگي آن ها است. از اين رو آلوده كردن هوا، آب و ديگر عناصر محيط زيست انسان، نوع بارزي از تضييع و زير پا گذاشتن حقوق مردم است و گناهي است كه انسان نبايد خود را بدان بيالايد به عبارت ديگر اين سخن پيامبر خدا و امام علي (ع ) كه: « مسلمان كسي است كه مسلمانان از زبان و دست او آزار نبينند.» اين مسئله در آزارهاي فردي و كوچك خلاصه نمي شود بلكه زيان هاي بزرگ و فراگير را بيشتر شامل مي شود كــه تخريب محيط زيست و طبيعت از روشن ترين نمونه هاي آن به شمار مي آيد.
محيط زيست و اخلاق :
خداونــد در قرآن درسورة قلم آيـة 4 دربارة پيغمبر اسلام مي فرمايد:« تو داراي اخلاق بسيار بزرگوارانه اي هستي » و در آيه 163 سورة آل عمران يكي از اهداف فرستادن پيامبران را تزكيه و سازندگي آنان، يعني استوارسازي اخلاق در اعماق جان هايشان دانسته است. بنابراين خداوند مي خواهد كه انسان ها با كمك اصول اخلاقي چنان زندگي كنند كه در قيامت سر افراز در پيشگاه الهي حضور يابند. در سورة شعرا آيه 88 و89 مي فرمايد: « روزي كه مال و فرزندان هيچ سودي به حال انسان نبخشند و تنها آنان سود برند كه با دل سالم، قلب با اخلاص و پاك از سركشي ها به درگاه خداوند آيند.» در اين ميان در دستورات ديني و احاديث ائمه روش هاي درست زندگي از جمله سالم نگهداشتن محيط زيست آمده است كه هم ضامن سلامتي بشر بـــــــوده و هم انجام آنها مي تواند اين امانت را به خوبي به انسان به نسل آينده بسپارد. از صفاتي كه اخلاق اسلامي را از آن بر حذر مي دارد حرص و طمع و زياده طلبي است. انسان طماع داراي خواسته هاي نامحدود است. به همين دليل به امكانات موجود قانـــــــع نبوده و با بهر برداري بي رويه از طبيعت موجب تباهي آن مي شود.
حرص و طمع سرمايه داران زمين را از زيباترين جنگل ها خالي مي كند. فزون خواهي كارخانه داران آنها را به توليد هر چه بيشتر گازهاي آلايندة هوا و از بين برندة لايه اوزون وامي دارد. گاندي رهبر فقيد هندوستان گفته است: « طبيعت پاسخ گوي نيازهاي آدمي است، جز حرص و طمع او. » پيامبر اكرم در مورد زياده طلبي انسان فرموده اند: « اگر براي فرزندان آدم دو رودخانة طلا باشد، باز رودخانه سوم را مي طلبد و اندرون او را هيچ چيزي پر نمي كند مگر خاك.» بنابراين توجه به روحية قناعت كه توسط ائمه ما بسيار سفارش شده است راهي است در مقابله با حرص و طمع. چنان كه امام صادق فرموده اند: « هر گاه خداوند متعال بنده اي را دوست بدارد شوق عبادت را در دل او مي افكند وقناعت را پيشة او مي سازد.» در اين باب شاعري فرموده است:
كاسة چشم حريصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر دُر نشد
اين گونه انسان ها بهتر است به خود آيند و در آنچه خداوند براي همگان آفريده است طمع نبندند زيرا خداوند براي برگرداندن اين انسان ها به صراط مستقيم در سوره يونس آيه 6 مي فرمايد: «آيا نمي بينيد كه هر سال يك بار يا دو بار در معرض آزمون و ابتلا در مي آيند. باز توبه نمي كنند و پند نمي گيرند.» و نيز براي هشدار اين جماعت در سوره مائده آيه 100 مي فرمايد: « بگو پليد و پاك برابر نيستند ولو اينكه فراواني پليد تو را به شگفتي اندازد، اي خردمندان از خداوند پروا كنيد تا رستگار شويد.»
مشاهده ادامه مطلب

 
 

  ليست جزوات

 معرفي كتاب جديد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

WSAEP All rights reserved © 2009