|

ريزگرد عربي و کلوخ ناداني
بخشی از مقاله دکتر کرمی در مورد پدیده ریز گرد اخیر در
کشور
نقل از سایت www.iren.ir
اشتباه اول، تعجيل در تعريف منشأ انساني براي اين پديده
است. کاهش دبي آب يک رودخانه، يا خشکيدن يک تالاب در عراق
را منشأ چنين پديدهاي دانستن، مصداق بارز تمايل ذهن آدمي
به فروکاهيدن قضاياي دشوار است. بررسي عکسهاي ماهوارهاي
بهوضوح نشان ميدهد عراق فقط يکي از نقاط کانوني بروز
ريزگرد است و عمده موج هاي ريزگرد خاستگاهي غربيتر و
جنوبي تر از اين کشور داشتهاند. از سوي ديگر با هر شدت
بيابانزايي، به هر حال عمده مساحت کشور عراق در حال حاضر
کمتر از بيابانهاي وسيع عربستان شرايط ايجاد موجهاي عظيم
ريزگرد و توفانهاي شنباد را دارد.- وجود بيابان به
تنهايي نميتواند بروز ريزگرد را توجيه کند. در همه 100سال
گذشته بيابانزايي در ايران روندي بسيار شتابناکتر از عراق
داشته و اساسا بيابانهاي ايران چندين برابر عراق مساحت
دارند. اگر خشکيدن يک تالاب و کمشدن دبي 2رودخانه
ميتواند چنين حجمي از ريزگرد را ايجاد کند، لابد در اين
چند ده سال ايران چندبار بايد در غبار بيابانهايش مدفون
ميشد. - مالچپاشي و درختکاري براي جلوگيري از بروز
ريزگرد بسيار تصوري سادهانگارانه است، اما خيالبافانهتر
اين است که دولت ايران بخواهد اين کار را در عراق انجام
دهد. بعد از 50سال از آغاز فعاليت هاي بيابانزدايي در
ايران، هنوز کمتر از 2درصد
از اراضي مرتبط تثبيت شدهاند، و هماکنون ايران خود در
فهرست 6کشور اول بيابانزا و گرفتار اين پديده ويرانگر قرار
دارد. اگر فرض کنيم مجموع مساحت مناطق در معرض بيابانزايي
کشورهاي عربستان، کويت، يمن، عراق و سوريه دستکم 10برابر
مناطق مشابه در کشور ايران باشد و باز اگر فرض کنيم دولت
ايران بهطور کلي فعاليتهاي بيابانزدايي در کشور را تعطيل
کرده و همه امکانات مرتبط را به کشورهاي پيشگفته منتقل
کند، آنوقت قابل تصور است که 500 سال بعد ما موفق شويم
کمتر از 2 درصد، بله 2 درصد! امکان وقوع مجدد ريزگرد را
کاهش دهيم.- ظاهراً نخستوزير عراق با آغوش باز از پيشنهاد
ايران براي کمک به اين کشور در جهت بيابانزدايي و توسعه
فضاي سبز استقبال کرده است. جز اين هم انتظار نميرود.
لابد تفاهمنامهاي امضا شده و ايران در اين باره تعهداتي
را هم پذيرفته است. فرض کنيم دولت ايران بودجه کافي براي
استقرار سامانهاي 500 برابر بزرگتر از مجموعه امکانات
وزارت جهاد کشاورزي را در اختيار داشته و آن را با
گشادهدستي صرف سرسبزي عراق با هدف عدم ورود ريزگرد به
ايران ميکند. در ابتدا گفتيم موج اخير ريزگرد پديدهاي
است که دستکم در 75 سال گذشته بيسابقه بوده است. آيا
بهتر نيست هر 75 سال يکبار چند روزي ريزگرد را تحمل کرده
و بودجه موصوف را صرف اموري واجبتر کنيم؟
|