|

روايتي ديگر از قلع و قمع 13 هزار بلوط
بهمن ايزدي-همشهری آنلاین
وقتي به غربيترين مكان منطقه حفاظت شده دنا و به جنگلهاي
سينه نمك در جوار رودخانه خرسان رسيديم، انبوهي از درختان
در هم غلتيده ديديم كه رد پاي ارهبرقيها هنوز بر تنه
ستبر درختان ديده ميشد. سنجابهاي دربهدر بر سفره محبت
بلوطهاي از پاي فتاده، لقمههاي اندوه و حسرت ميخوردند،
از لانه واژگون شده داركوبها بر تنه درختان به زمين
افتاده، هنوز بوي عطر مهر بلوطها به مشام ميرسيد كه
متواضعانه سالها و قرنها درهاي دل خويش را روي كوبهزدن
داركوبها باز كرده بودند. در افق، سرخي آفتاب قصه تلخ
آخرين غروب عمر بلوطها را تكرار ميكرد و ما مات و مبهوت
از بيمهري همنوعان، خود را در شب غمزده قتلگاه بلوطها گم
كرديم.
سلاخي طبيعت
روز بعد سعي كرديم بر احساساتمان غلبه كنيم تا نسبت به
برآورد ميزان تخريب عرصههاي جنگلي دنا و پيبردن به كم و
كيف ماجرا و چگونگي افشا شدن هجوم بيرحمانه سلاخان طبيعت
به جنگلهاي بلوط كسب اطلاع دقيق كنيم. در اين راستا ضمن
بررسي محل تخريب جنگلهاي بلوط نسبت به اندازهگيري
مكانهاي تخريب و ميزان پاكتراشي جنگل كه غالب درختانش
بلوط بودند كوشش كرديم. متأسفانه مجوز انهدام اين زيستگاه
و سلاخي و پاكتراشي جنگلهاي بلوط زاگرس مياني توسط اداره
كل جنگلها و مراتع استان كهگيلويه و بويراحمد از ايستگاه
تقويت فشار گاز شركت ملي گاز در جنوب غرب روستاي تنگ رواق
تا روستاي سينه نمك به طول 25 كيلومتر و در حوزه استحفاظي
سازمان محيطزيست صادر شده است و در اوايل مهر ماه
سالجاري مسير جنگلي مذكور توسط عاملان شركت ملي گاز
بهدليل انتقال خط دهم لوله گاز بندر عسلويه به مناطق شمال
و شمال غرب كشور و نهايتاً خروج آن از كشور آغاز شد.
عمليات جنگل زدايي از دونقطه و در انتها و ابتداي مسير 25
كيلومتري در امتداد رسيدن به هم آغاز شد. ابتدا 5/3
كيلومتر به عرض 30 الي 50 متر از ارتفاعات جنگلي جنوب غربي
تنگ رواق تا جنگلزارهاي شمال شرق روستاي بُنِستان تخريب
شد و در مرحله بعد 5/3 كيلومتر ديگر به همان عرض از
جنگلهاي انبوه و تنومند بلوط و ديگر گونههاي نادر گياهي
از شرق روستاي سينه نمك در مجاورت رودخانه خرسان به سمت
ارتفاعات جنگلي كوه سياه تا دشت جنگلي تلخ آب ادامه يافت.
در اين مسير 7 كيلومتري، حدود 28 هكتار از انبوهترين
جنگلهاي ناحيه زاگرس مياني از بين رفت و طي آن بيش از
13هزار اصله درخت كهنسال يكصد تا چهار صدساله به خاك
غلتيدند. اين فاجعه در تاريخ تخلفات زيستمحيطي كشور،
عظيمترين تعرض به اكوسيستمهاي گياهي – جنگلي و جانوري
كشور است؛ اكوسيستمهاي نادر و رو به انقراضي كه در جهان
معاصر براي نگهداري و حفاظت از آنها سرمايههاي عظيم را
اختصاص ميدهند.
انتخاب آسانترين راه
مجريان پروژه مذكور، عرصهاي را براي گذر خط لوله گاز
انتخاب كردهاند كه داراي بافت خاك نرم بوده تا كمتر به
موانع صخرهاي برخورد كنند. به همين دليل هم مسير مذكور
رويشگاه انبوه درختان تنومند و كهنسال بود كه ريشه آنان به
راحتي تا لايههاي نمناك خاك براي ارتزاق و ايستادگي
ميرسيد. لذا از مجوز اعطاء شده تخريب!!! حدود 18 كيلومتر
ديگر باقيمانده كه با وجود توقف عمليات مسير مذكور و از
طرف ديگر عدماعلام مسير جديد توسط دست اندركاران موجبات
نگراني بوميان و حاميان محيطزيست را قوت بخشيده است.
به موازات يككيلومتري شمال شرق مسير جنگلي تخريب شده،
مسير انتقال خطوط لوله گاز است كه از پيش از انقلاب احداث
و پس از آن نيز گسترش يافته است، عرض اين مسير بيش از
50متر است و 3 خط لوله از آن ميگذرد و بهنظر ميرسد كه
گنجايش عبور خطوط ديگري نيز دارد. قابل ذكر است كه لوله
گاز جديد مورد بحث از همين مسير در استان
چهارمحالوبختياري عبور كرده و پس از عبور از مجاورت
روستاي قَرَح (واقع در مرز بين استانهاي چهار محال
بختياري و كهگيلويه و بوير احمد ) از كنار پل كتا و
جنگلهاي گردنه ميمند گذشته و نهايتا به ايستگاه فشار گاز
تنگ رواق ختم ميشود. لذا خط لوله گاز موصوف، از همان مسير
آماده و مورد بهرهبرداري قبلي ميگذرد كه پس از گذر از
جنوب غرب روستاي قرح، مسير اصلي موجود را رها و به سمت
رودخانه خرسان و روستاي سينه نمك تغيير مسير ميدهد و
جنگلهاي شاداب دنا را ويران ميسازد.
لذا لازم است مجريان و صادركنندگان مجوز تخريب جنگلهاي
بلوط و متوليان پاسخ دهند با توجه به اينكه از يك سال پيش
در جريان انتقال خط لوله فوق بودهاند چرا بهطور جدي نسبت
به مد نظر قرار دادن ملاحظات زيستمحيطي اهتمام نداشتهاند
و با سكوت خويش دست مجريان پروژه مذكور را بازگذاشتهاند؟
چرا با وجود مسير تعريف شده موجود يا به گفته مديركل حفاظت
محيطزيست استان كهگيلويه و بوير احمد وجود مسير جديدي كه
طي آن هيچ خطري محيطزيست را تهديد نميكند (روزنامه
همشهري 20 مهر) بايد جنگلهاي انبوه سينه نمك، كوه سياه،
تلخ آب، بنستان و تنگ رواق قرباني شوند ؟!
ناديده گرفتن نظرات محليها
متأسفانه سكوت مسئولين ذيربط در رابطه با عدمپيگيري جدي
فاجعه عظيم زيستمحيطي دنا، نگراني جانبداران محيطزيست و
اين آب و خاك را نسبت به در اماننماندن 18 كيلومتر مسير
باقيمانده فراهم آورده است كه درصورت بازگشايي آن و تجاوز
مجدد به عرصه جنگلي موجود بيش از 70 هكتار ديگر از ناحيه
انبوه جنگلهاي بلوط زاگرس نابود ميشوند. چرا مسئولين و
مجريان پروژه مذكور به نظرها و پيشنهادهاي نماينده جامعه
محلي ميمند مبني بر انتقال خط لوله مذكور از مسير آماده
قبلي كه مورد استفاده خطوط ديگر گاز است توجه نكردهاند.
آيا اين دهنكجي به حقوق عمومي و ملي نيست كه خود، سبب
بياعتماديهاي بيشتر بين مردم و مسئولين كشور را فراهم
ميكند ؟!
وقتي به مباني و سندهاي چشمانداز توسعه پايدار توجه
ميكنيم به فعاليتهاي مشاركت مدار مردم و بوميان در
فرايند طرح، برنامه و اجراي فعاليتهاي عمراني در طبيعت
بهدليل پايش محيطزيست و بهداشت و رفع فقر و... پي
ميبريم. در سندهاي موصوف همواره به زيستمندان ناحيههاي
كوهستاني، جنگلي و... بهعنوان محور همه فعاليتهاي پايدار
توجه شده است. در حادثه عظيم زيستمحيطي دنا نيز مردم بومي
با ايستادگي در برابر متجاوزان ثابت كردهاند كه چنانچه
برخي از ارگانهاي دولتي به تعهدات خويش بر مبناي اهداف
توسعه پايدار عمل نكنند، آنها طبعا پايبند آرمانهاي
انساني بوده و حداقل در حوزههاي زندگي خودشان نسبت به
حفاظت از منابع مليشان حساس و حضور جدي دارند.
در اين ماجرا بيشك اگر حضور و مقاومت بوميان محلي بالاخص
مسئول شوراي محلي روستاي ميمند نبود، شايد به مسلخكشيدن
جنگلهاي غريب دنا در پس پردههاي پنهان جهل ميماند و
افشا نميشد و هماكنون شاهد تخريب تمامي درختان مسير 25
كيلومتري خطوط گاز موصوف بوديم. شايد اگر اقدام جامعه محلي
در حفاظت از جنگلهاي بلوط دنا نبود، هماكنون گوشهاي
ديگر از جنگلهاي بلوط كشور بهصورت پنهاني و براي هميشه
از خاك مقدس زاگرس حذف ميشد.
|