|

هامون زيبا از نفس افتاده است
آب- زهرا ابراهيمي:
در ميان گردوغبار دشتهايي كه روزگاري مهد ايران زمين
بودند اكنون همه فراموش كردهاند كه آن روزها صداي
قايقرانان و صداي پرواز مرغان دريايي در درياچه هامون طنين
انداز ميشد.
هامون زيبا ديگر از نفس افتاده است. نيزارهاي برافراشتهاي
كه اكنون بادهاي كويري آخرين رمق را از آنها گرفتهاند در
برابر توفان شن قد خم كردهاند و دير يا زود زير شنها
براي هميشه از نفس ميافتند. هامون ديگر دريا نيست و شايد
دير يا زود به نقطهاي در نقشه جغرافياي منطقه تبديل شود.
خشك شدن هامون فقط مسئله ايران نيست؛ بهزودي آنها كه آب
را بر هامون بستهاند نيز درخواهند يافت كه خشك شدن اين
درياچه نفس را از زمينهاي آنان نيز خواهد گرفت.
سرنوشت هامون را نبايد به فراموشي سپرد. همه ما در برابر
نسلهاي آينده بايد به اين پرسش پاسخ دهيم كه با دشتهاي
سرزمين ما چه كرديد و چرا هامون را خشكانديد؟ هامون بايد
زنده بماند. اكنون كه سياست نيز بر آب هامون حاكم شده است
اين وظيفه سياستمداران است كه آب رفته را به هامون
بازگردانند. منافع ملي ما موضوعي نيست كه بر سر آن بتوان
امتياز داد، بحث كرد يا آن را به فرداي ديگر موكول كرد.
شايد جنگهاي آينده در جهان بر سر آب باشد. بهنظر نميرسد
اين پيشبيني غيرواقع بينانه باشد. چندي پيش عدهاي از
شهروندان افغاني از مقابل پاركي در كابل به سمت سفارت
ايران در اين شهر حركت كرده و كشورهاي همسايه خود را متهم
كردند كه از آب رودخانههاي افغانستان به شكلي غيرقانوني
استفاده ميكنند.
تظاهركنندگان كه توسط سازماني موسوم به جبهه مشاركت ملي
سازماندهي شده بودند و برخي گزارشها شمار آنها را بيش از
2 هزار تن اعلام كردند، با رد ادعاهاي مالكيت كشورهاي
همسايه بر آبهاي رودخانههاي افغانستان، آبهاي اين
رودخانهها را جزو «تفكيكناپذير» قلمرو اين كشور خواندند.
آنها مشخص نكردند كه كدام كشور ادعاي مالكيت رودخانههاي
افغانستان را كرده و چرا فقط سفارت ايران را براي بيان
اعتراضشان به همه همسايگان خود برگزيده اند؟
در حال حاضر، آب رودخانههاي آمو در شمال، هريرود و مرغاب
در غرب، كابل در شرق و هيرمند در جنوب غربي به كشورهاي
همسايه افغانستان سرازير ميشود.
شايد انتخاب سفارت ايران براي اعلام اعتراض، بهدليل مهمان
نوازي ايرانيان طي 30سال جنگ داخلي افغانستان و پذيرايي از
افغانها در داخل خاك ايران و پناه دادن به آنها بوده است!
راهپيمايان با توقف مقابل سفارت ايران در كابل، قطعنامهاي
«در محكوميت نقض توافقنامهها از سوي ايران» خواندند و سپس
اين قطعنامه را به نمايندگي سازمان ملل در كابل ارسال
كردند.
در اين قطعنامه، دولت ايران متهم شده است كه توافقنامه سال۱۳۵۱
با كابل بر سر بهرهبرداري از رودخانه هيرمند در مقابل
بازگشايي بدون قيد و شرط بنادرش
(بندر عباس و چابهار) براي استفاده افغانستان را «نقض»
كرده است؛ توافقنامهاي كه در سال۱۳۵۱ شمسي، ميان محمد
موسي شفيق نخستوزير وقت افغانستان و اميرعباس هويدا نخستوزير
وقت ايران در خصوص آب هيرمند به امضا رسيد.
بر اساس آمارهاي رسمي، ميانگين توليد آب در افغانستان، بيش
از ۵۷ ميليارد متر مكعب است كه كمتر از ۳۰درصد آن در داخل
اين كشور استفاده شده و بقيه به كشورهاي همسايه سرازير ميشود.
ايران خواستار آن است كه افغانستان به تعهدات خود براساس
معاهده سال1351 عمل كند. بر مبناي اين معاهده، افغانستان
بايد 22متر مكعب آب در ثانيه به ايران تحويل بدهد.
زمان مناقشه درباره آب هيرمند به ابتداي استقلال افغانستان
برميگردد. اين مناقشات در 3دوره بهصورت جدي اختلافات را
دامن زد كه منجر به امضاي موافقتنامههايي شد كه هرگز
اجرايي و عملياتي نشدند. علت اساسي حل نشدن اين مناقشات را
بايد در تحولات پيدرپي سياسي بهويژه در افغانستان و
تغيير دولتها در آن، شرايط طبيعي منطقه و كم آب و پرآب
شدن رودخانه دانست.
تاريخچه اختلافات بر سر آب رود هيرمند
در زمانهايي كه باران در افغانستان زياد و رود هيرمند
پرآب بوده مشكلي ميان دوطرف بروز نميكرد اما با بروز
خشكسالي و نرسيدن آب به ايران دامنه اختلافات بالا گرفته
است.
در سال1318 مذاكرات دو طرف منجر به امضاي پيماني ميان دو
همسايه شد. در ماده نخست اين پيمان دولتهاي ايران و
افغانستان توافق كردند كه همه آب هيرمند از بند كمالخان
(47كيلومتر داخل خاك افغانستان نسبت به مرز ايران) به سهم
مساوي ميان دو كشور تقسيم شود.
همچنين دولت افغانستان متعهد شد هيچ كانال تازهاي براي
استفاده از آب بيشتر از آنچه هماكنون ميبرد، نسازد. اين
پيمان بدون تصويب تا مدتي خصوصاً در سالهاي بارندگي زياد،
عملي شد كه علت آن وجود روابط دوستانه ميان دو كشور بود
اما بهعلت تغيير شرايط سياسي ايران در خلال جنگ جهاني دوم
و تبعيدرضاشاه در سال1320، اين قرارداد نيز به سرنوشت
حكميتهاي قبلي دچار شد.
در سال1328 ايجاد 2 بند و يك سد روي هيرمند اعتراض ايران
را به دنبال داشت. اين اختلافات تا سال1351 (1973)كه
مقارن با پادشاهي ظاهر شاه در افغانستان و حكومت محمد رضا
شاه در ايران بود ادامه داشت. در اين سال با بروز خشكسالي
بسيار وسيع در افغانستان مناقشهها افزايش يافت و مذاكرات
دو طرف با ميانجيگري آمريكا و هيأتي بيطرف شروع شد. در
نهايت قراردادي بين امير عباس هويدا نخستوزير وقت ايران و
محمد موسي شفيع صدراعظم افغانستان در كابل به امضا رسيد.
اما با كودتاي ژنرال داوودخان عليه ظاهر شاه و تحولات پيدرپي
سياسي در اين كشور عملا اين توافقنامه صورت اجرايي مستمر
بهخود نگرفت.
در زمان طالبان آنها آب را روي ايران بستند و دست به تعمير
بند كمال خان زدند. اعتراضات ايران به آنها به جايي نرسيد.
اما با سقوط طالبان و بهوجود آمدن دولت انتقالي در
افغانستان و روابط دوستانه كرزي با ايران اين مناقشات تا
حدود زيادي كاهش يافت.
تلاش نمايندگان استان سيستان و بلوچستان
به جرأت ميتوان گفت همه دورههاي مجلس بهخصوص از سوي
نمايندگان استان سيستان و بلوچستان موضوع آب هيرمند مورد
پيگيري قرارگرفته است. هدايتالله ميرمراد زهي عضو هيأت
رئيسه كميسيون كشاورزي مجلس هفتم يكي از كساني است كه در
دوره گذشته همراه هيأتي از ايران به دعوت اسماعيل خان،
والي سابق هرات و وزير وقت و كنوني نيروي افغانستان به اين
كشور سفر كرد. وي ميگويد: در جلسهاي كه با اسماعيل خان
داشتيم او برحق آب ايران تاكيد داشت و اطمينان داد كه
دراين زمينه كوتاهي نخواهد كرد.
اما او در شرايط كنوني افغانستان حاكميت كاملي بربخشهاي
آب ندارد و گروهها و افراد مختلفي در مسير رودخانه و در
استانهاي اين كشور ميتوانند خلاف نظر دولت عمل كنند.
اسماعيل خان در اين جلسه از كمكهاي ايران به افغانستان در
ساخت جاده، سد، شبكههاي برق رساني و آبرساني تشكر كرده و
گفته است كه در اين زمينه تكليف خود ميداند كه بر حق
ايران تاكيد كند.
ميرمراد زهي وزارت امورخارجه را مسئول مستقيم حل اين مشكل
عنوان كرده و معتقد است كه بايد اين وزارتخانه پروتكل امضا
شده را پيگيري كند تا حق آب ايران در هر زمان چه در دوره
كم آبي و چه پرآبي به ايران داده شود.
حسينعلي شهرياري نماينده دورههاي هفتم و هشتم مجلس از
زاهدان هم ضرورت اجراي پروتكل امضا شده ميان دو كشور براي
استفاده از آب هيرمند را كه سهم ايران سالانه 840ميليون
مترمكعب است مورد تاكيد قرار داده اما در حال حاضر روند
كار را بدون هيچ تحولي ارزيابي ميكند، زيرا آنچه تاكنون
عملي شده اين بوده كه هر وقت آب زياد و سرريز شود به ايران
هم ميرسد و گرنه حق آب ايران رعايت نميشود.
شهرياري آمريكا را مسئول ميداند و معتقد است اين كشور كه
اكنون در افغانستان حضور نظامي دارد بهدليل مشكلاتي كه در
روابطش با ايران دارد اجازه نميدهد پروتكلهاي پيشين ميان
دو كشور در اين زمينه اجرايي شود. شهرياري دليلي براي اين
نظر خود ارائه نميدهد ولي ميگويد كه دولت ايران و
افغانستان چند بار دراين زمينه گفتوگو كردهاند ولي حاصلي
نداشته است. تنها افغانيها مدعي بودند كه خودشان دچار
خشكسالي هستند.
احمدعلي كيخا، نماينده زابل در مجلس هشتم هم بهدليل
محرمانه بودن برخي اطلاعات مربوط به اين موضوع ترجيح ميدهد
سخني نگويد.با آنكه نمايندگان منطقه در مجلس بهدنبال حل
مسئله هستند اما بهنظر نميرسد آنها قدرت اجرايي اين كار
را داشته باشند. |