Farsi | English

   
 
تماس با ما شخصيت هاي محيط زيستي لينك هاي مرتبط فروشگاه گالري تصاوير كتابخانه فعاليت ها اخبار و مقالات درباره ما صفحه اصلي
 
 



برنامه های روز جهانی حفاظت از رودها در برابر سدسازی و مدیریت سازه ای در ایران

 



فاطمه ظفرنژاد: تاریخچه برگزاری آئین های "اقدام جهانی برای رودها" International Day of Action for Rivers باز می گردد به 14 مارس 1998 که به همت سازمان رودخانه های جهان (internationalrivers.org) این روز برای حفاظت از رودهای سراسر جهان اعلام و جشن گرفته شد. از آن پس همه ساله جوامع وابسته به رودها و طبیعت دوستان در این روز برای حفاظت از رودها گردهمایی برگزار می کنند. در مارس 2009، این جشن در 27 کشور دنیا با بیش از 127 برنامه با مشارکت مردم و جوامع بومی برگزار شد.
در ایران نیز بویژه با توجه به خاموشی همه رودهای کشور در اثر ساخت 584 سد (بنا بر آمار سدهای تارنمای شرکت مدیریت منابع آب در 15 فردوردین 1389 که بزودی با اتمام سدهای در دست ساخت و مطالعه به 1265 سد خواهد رسید)، پژوهشگران، سازمان های مردم نهاد، و دانشگاهیان کشور این روز را با تکیه بر لزوم حفاظت از رودها در برابر سدسازی و مدیریت سازه ای، گرامی داشتند و سه همایش بشرح زیر برگزار گردید:
1- همایش «رودخانه ها، سدها و زندگی» روز شنبه 22 اسفند ماه 1388 برابر با 13 مارس 2010 از ساعت 8 بامداد تا 12:30 در تهران، دانشگاه شهید بهشتی، سالن مرکز رشد فناوری.

برگزار کنندگان این همایش پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی تهران، انجمن علمی کشاورزی بوم شناختی ایران، انجمن کوهنوردان ایران، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، سازمان توسعه پایدار ایران (سنستا)، و .. بودند.

گشایش همایش با سخنان اقای دکتر لیافتی رئیس پژوهشکده علوم محیطی و رئیس انجمن علمی کشاورزی بوم شناختی ایران درباره متوقف شدن روند سدسازی در جهان و منحصر شدن آن به چند کشور با ساختار بسته حکومتی مانند چین انجام گرفت. سپس چهار مقاله درباره پیامدهای ناسازگار اجتماعی- اقتصادی زیست محیطی سدهای کشور ارائه شد.

شاید پربارترین بخش همایش همانا پرسش و پاسخ های پایانی آن بود که با حضور نماینده محترم وزارت نیرو (دستگاه دولتی سدساز کشور) در میزگرد انجام شد. ایشان تائید کردند که سدها مسائل زیادی دارند و دستگاه مجری سدساز کشور به آنها واقف است ]اما سدسازی با تصمیم گیری از بالا به پائین مهندسان در ساختمانهای مجهز به تهویه مطبوع مدرن پایتخت، بی هیچ توجه به اثرات ناگوار ان بر تولید ملی و بر جوامع بومی و نیز بدون هیچ راستی آزمایی ادعاهای اعلام شده ادامه می یابد؟[ ایشان هیچ یک از مسائل گسترده مطرح شده درباره پیامدهای بسیار ناسازگار سدها بر مردم و جوامع بومی و نیز اثرات بیابانزایی شدید آن بر محیط زیست را پاسخ نگفتند. ایشان نگرش سخنرانان را نگرشی احساسی دانستند. و خانم دکتر ملاح دراین زمنیه پاسخی ماندگار از خود برجای گذاردند:

«می شود دربرابر مصائب و بدبختی هایی که سدهای کشور برای مردم و جوامع بومی آفریده احساس نداشت؟ »

2- همایش «سد، آری یا نه» روز یکشنبه 23 اسفند ماه 1388 برابر با 14 مارس 2010 از ساعت 8 بامداد تا 14 در تهران، تالار گردهمایی های دانشگاه شهید عباسپور، دانشکده صنعت آب و برق. برگزار کننده این همایش انجمن علمی دانشجویان عمران این دانشگاه بود.
همایش با سخنان آقای دکتر عطاری معاون پژوهشی دانشگاه صنعت آب و برق گشایش یافت و با 3 سخنرانی ادامه یافت.

همچنین در این همایش یک نماهنگ (کلیپ) در باره روند سدسازی در کشور و فواید حقیقی آن ارائه شد.

شاید مهم ترین بخش این همایش مقاله ای با عنوان «چرا با سدسازی مخالفیم» بود که صنعت سدسازی را صنعتی رانت خوار متکی به بودجه کلان دولتی و با ادعاهای ناراست شرکتهای سدساز تحلیل کرد.

نیز سخنرانی نماینده محترم کمیته سدسازی، بزرگترین مشاور سدساز، و عضو کمیته تخصصی ویژه وزارت نیرو (کمیته تصمیم گیرنده برای آغاز ساخت سدها) که بکارگیری قنات یا سایر شیوه های پایدار دسترسی به آب را به بکارگیری گاری در حمل ونقل شبیه دانست و حاضران را در شگفتی فرو برد.

البته کسی هم از ایشان نپرسید که خوب اگر آنچه شما می گویید درست است پس چرا بعد از ساخت بسیار سدهای پرهزینه و غول پیکر مانند کرج، و لتیان و لار و طالقان و ماملو و.... و انحراف میلیاردها مترمکعب حقابه کشاورزان و باغداران، بنا به اعلام هر روزه شبکه استانی سیما بازهم هر روز بسته به فصل 60-30 درصد مصرف آب شهر تهران از آب زیرزمینی (همان 500 قنات قدیم تهران؟) برداشت و در شبکه تزریق می شود؟ اگر روکش رولزرویس را روی گاری گذاشته باشیم و به گزاف ترین بهای ممکن به نام خودرو مدرن به مردم فروخته باشیم چه؟

3- همایش «بررسی تاثیر سدها بر رودخانه ها، بازپس گیری رودخانه ها و حقوق از دست رفته» (دومین همایش بررسی تاثیر منفی سدها بر محیط زیست) در روز دوشنبه 24 اسفندماه 1388 برابربا 15 مارس 2010 از ساعت 18-16، تنکابن، پارک مادر، سالن ارشاد، با 4 سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ

برگزارکنندگان: جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست تنکابن، انجمن کوهنوردان ایران، ارشاد اسلامی شهرستان تنکابن، انجمن کوهنوردان ایران، خانه فرهنگ تنکابن، و خانه کشاورز-شعبه تنکابن، بودند.

همایش با سخنرانی فرماندار محترم شهرستان تنکابن و دعوت ایشان برای گفتمان و بحث رو در رو برای ارائه روشهای جایگزین برای سدسازی گشایش یافت. فرماندار تنکابن شاید از کمیاب ترین مدیران دولتی باشد که در همایشی این گونه نه تنها مشارکت که تا پایان جلسه و همه گفت و شنودهای آن حضور فعال داشته است. پدیده بسیار کمیابی که جا دارد سرمشق مدیران کشور بویژه در وزارت فخیمه نیرو قرار گیرد.

سپس سخنرانانی از انجمن کوهنوردان ایران، از هیئت علمی دانشگاه ارومیه، از هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع مواضع دانشی خود در مخالفت با سدسازی را ارائه دادند.

در این همایش نمایندگانی از وزارت نیرو حضور یافتند و به پاسخگویی پرداختند. و جلسه پرسش و پاسخی در انتهای همایش برگزار شد.

در این همایش_جشنواره، یک نمایشنامه با بازیگری دو نوجوان تنکابنی و نیز برنامه موسیقی و آواز بومی با نواختن نی، سه تار و تنبک نیز باجرا درآمد.

اما شاید یکی از مهم ترین بخش های این همایش همانا شرکت خانه کشاورز تنکابن به مثابه یک سازمان مردم نهاد از کشاورزان منطقه در برنامه بود که قائم مقام آن در جمع بندی مباحث حضور و مشارکت داشت. امید که این مشارکت تاثیر گذار باشد بر شیوه تصمیم گیری های بخش آب کشور که هماره روشی متفرعنانه و از بالا به پائین داشته و در بناهای مدرن پایتخت با کمترین درک از زندگی کشاورزان، دامداران، عشایر، ماهیگیران و سایر اقشار تولید کننده و جوامع بومی وابسته به رودخانه ها، دهانه ها، تالاب ها، دریاچه ها و.. و آنان انجام گرفته است و می گیرد.
از سال 1386 تا کنون بیش از 15 همایش در باره اثرات ناسازگار سدها بر رودخانه ها و پیکره های آبی کشور و نیز درباره پیامدهای بسیار ناخوشایندتر آن بر اقشار تولید کننده خوراک کشور یعنی کشاورزان، عشایر، ماهیگیران، و همچنین اثرات ناگوار و خطرناک آن بر جوامع بومی (از جمله پدیده بسیار خطرناک گردو غبار در استانهای جنوب غرب کشور) در ایران برگزار شده است. اما ادعای ناراستی به گزافیِ 3/3 میلیون هکتار چنان بر حقیقت سایه افکنده که باز هم 61930 هزار میلیارد برای ساخت و ساز و درحقیقت تخریب و ویرانی هرچه بیشتر در ابخیزها به نام بخش آب به شرکتهای سدساز یا همان کلان ترین نفع برندگان از سدسازی بودجه تخصیص داده می شود.
این دومین سالی است که روز 14 مارس در ایران جشن گرفته می شود. امید که به همت کشاورزان و عشایر و با پشتیبانی ملی همه طرفداران توسعه پایدار و همه دوستداران محیط زیست و طبیعت ایران، سدسازی متوقف، رودها و پیکره های آبی این سرزمین کهن احیا شود و این آب و خاک پرافتخار، برای آیندگان نیز قابل سکونت بماند.

این نامه با امضای نزدیک به 20 تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان در اسفند ماه برای مسئولان طراز اول کشور فرستاده شد.


به نام خدا
درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور
اجازه می خواهیم نخست از فواید سدسازی بگوییم. هدف از ساخت سدها همواره افزایش زمین کشاورزی، تولید برق¬، مهار سیل و تامین آب شرب، عنوان شده است. بسیاری از سدهایی که به نام کشاورزی ساخته شدند، مانند سد حنای اصفهان، سد سیوند فارس، اصلاً در پرونده¬شان هیچ نشانی از اراضی نیازمند به آب وجود نداشت. سد زاینده رود حقابه¬ی شاید هزاران هکتار زمین کشاورزی در پائین دست را ضایع کرد. روستاها از پائین¬ترین نقطه آبخیز با از دست دادن حقابه هایشان که بر اساس طوما منسوب به شیخ بهایی به¬ زیبایی تنظیم شده بود از روستانشینان خالی شدند. به عنوان مثال ورزنه شهری از هزاره سوم با صنعت بومی کهنسال پارچه بافی و متکی به پنبه زارهای منطقه، با غصب حقابه هایش وسیله¬ی سد زاینده رود، مزارع پنبه و ناگزیر پارچه بافی خود و نیز فواید ماهیگیری و گردشگری در تالاب گاو خونی را از دست داد. این شهر در 30 کیلومتری تالاب که از سال 1347شهرداری داشت، اینک با 13 هزار نفر جمعیت، خالی از سکنه شدن را به پیشواز رفته است. این گونه تضییع حق¬ها هرگز موضوع هیچ پژوهشی قرار نگرفت.
سد زرینه رود، اراضی پائین دست رود در میاندوآب را که پیش از آن نیز آبی بودند، زهدار کرد. آیا اساساً به ساخت سد نیازی بود؟ همان¬گونه که دانشگاه ارومیه بدرستی مطرح کرده است، آشنایی با شرایط و اقلیم منطقه این پرسش را برمی¬انگیزد که آیا همه¬ی 40 سد ساخته شده در آبخیزهای مشرف به ارومیه تکرار همین تجربه تلخ نبودند و نیستند؟ تقریباً نزدیک به180 هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه به شوره زار خطرناکی بدل شده است و اراضی کشاورزی منطقه با پراکنش غبار نمک از این شوره زار، در خطر کاهش است. (بگذریم از اراضی که زیر دریاچه سدها رفته اند، یا اراضی که حقابه شان ضایع شده، یا اراضی که زهدار و شور شده اند). سد کرج حقابه زمین¬ها و باغ¬های کرج و شهریار را همانند همه سامانه¬های انتقال حوضه به حوضه، بی توجه به صاحبان آنها منحرف کرد و همین بلا بر سر حقابه بران جاجرود (پس از ساخت سد لتیان)، لار (پس از ساخت سد لار)، شاهرود (پس از ساخت سد طالقان)، و.. آمد و صدها هزار هکتار از اراضی کشاورزی آبی کاسته شد تا 2 میلیارد مترمکعب حقابه کشاورزی به تهران، شهری که 7 برابر معیار، آب مصرف می کند اختصاص یابد. (سرانه 1100 لیتر در روز در برابر 150 لیتر معیار جهانی). بسیاری از سدها مانند سد بار نیشابور یا سد نهرین طبس یا سد ماشکید سیستان بلوچستان ساخته شدند تا همان اراضی را آبیاری کنند که قناتی کهنسال و بارور آبیاری می¬کرد بی آنکه هیچ آبی را در برابر آفتاب بگذارد. این سدها گذشته از ویران سازی قنات از سطح اراضی آبی کاستند. سدهای مناطق مرکزی و شرقی و جنوبی کشور با تبخیر سالانه بیشتر از 5 متر رو در رویند. آبی که در زمستان در بستر رود جاری است در سفره¬های زیرزمینی نفوذ می کند و هدررفت کمی دارد اما اگر سدی بر آن ببندند بخش بزرگی از همان آب، در دریاچه سد، در تابستان تبخیر می شود و آنچه می ماند با سرنوشت شوری و بویناکی روبروست. از سد همیشه خالی پیشین سخنی نمی گوییم اما سد میناب هرمزگان نشان داد که آب حبس شده در برابر آفتاب در این مناطق چه زود به زوال می رسد و نه به¬درد شرب می خورد و نه به¬درد کشاورزی.
برخی می گویند آبی که به دریا می رود بهتر است در سدی جمع شود. باید پرسید چرا هرگز به راهکارهایی مانند جنگلکاری و احیای پوشش گیاهی برای جذب اسفنجی آب و هدایت آن به سفره¬های زیرزمینی بدون زوال و تبخیز آب توجه نمی¬شود، که بسیار پایدارتر و کم هزینه ترند و به تخریب دهانه ها و قطع جریان ورودی بسیار ضروری آب شیرین به دریا نمی انجامند؟ بیش از 20 سد ساخته شده در آبخیزهای البرزشمالی از سد سفیدرود گیلان تا سدهای البرز و تجن مازندران و سدهای استان گلستان، در پائین دست خود، شالیکاری و باغ¬های باروری داشتند که با آب بندان، این شیوه اندیشمندانه گردآوری آب باران فصل سرد، برای کاربرد در کشت¬های فصل گرم، آبیاری می شدند. این سدها به اراضی کشاورزی هیچ نیفزودند که از آن نیز کاستند و صدها هزار خانوار کشاورز مولد را از روستاهایشان آواره کردند تا زمین¬های بارورشان در مخزن سدها مدفون شود. سد گاوشان تجربه دیگر تامین آب کشاورزی برای دشت¬هایی است که بدون سد نیز با شبکه سنتی از رودها و سفره های زیرزمینی بهره می گرفتند. انحراف آب از یک حوضه به حوضه دیگر در کیلومترها دورتر، با احداث سد و سامانه انتقالی بسیار پرهزینه است. تقریباً 320 میلیون مترمکعب تبخیر سالانه از سد کرخه بسیاری از کاربردهای این آب، از مصارف کشاورزی تا جلوگیری از خشکیدن خطرناک هورالعظیم را، نابود می سازد. کم یا بیش همه سدها از سطح اراضی آبی کشور کاستند.
گرانترین و خسارت¬¬بارترین شیوه تولید برق، برق¬آبی ها هستند. اما تحلیلی برای مقایسه برق¬آبی با نیروگاه های گازی یا خورشیدی انجام نشد. آیا تجربه ساخت نیروگاه¬های خورشیدی در کشورهای کم آفتابِ اسکاندیناوی نباید مارا به اندیشه می انداخت تا درسرزمین مهر تابان، ساخت برق¬آبی بسیار گران¬قیمت با پی آمد¬های زیان بار آن برای موجودات زنده را متوقف کنیم؟ و اما ادعای مهار سیل که به ¬عنوان دیگر فایده ساخت سدها مطرح بود جای بحث فراوان دارد. وقوع سیل که در بسیاری از نقاط کشور رخ می¬دهد از جنگل زدایی سرچشمه می گیرد. جنگل مانند اسفنج سیلاب را بخود می کشد اما در نقاط بدون پوشش گیاهی رواناب به سیل تبدیل می شود. رویکرد سخت افزاری مدیریت آب سال¬ها با پاک کردن صورت، مساله و نادیده گرفتن علت اصلی، مهار سیل را یکی از اهداف خود برشمرد. شکستن سد دشت در خراسان شمالی و خسارات جانی و مالی ناگوار آن نشان داد که سدها در بارندگیِ سنگین از سیل خطرناکترند. چاره سیل احیای جنگل و پوشش گیاهی و سامانه هشدار سیل (مدیریت نرم افزاری) است. اما دیگر هدف ساخت سد¬ها تامین آب شرب به میزان نیاز است. درحلیکه سدها تنها توهم فراوانی آب ایجاد کردند. تا آنجا که علی¬رغم ده¬ها سد بزرگ ساخته شده برای شرب تهران، هرروز30 تا 60 درصد (بسته به فصل) نیاز شهر از سفره¬های آب زیرزمینی برداشت می شود. پس آب زیرزمینی (بویژه 500 قنات قدیمی تهران) می توانست مصرف سنجیده حتی جمعیت کنونی را تامین کند. در مجموع هرگونه نیاز آبی در هر منطقه باید از منابع خودش و با مدیریت مصرف و تقاضا تامین شود.
داستان سدهای مرزی نیز یکی از داستان¬هایی است که به راستی آزمایی نیاز دارد. اما بزرگترین فایده مدیریت سازه ای بخش آب همانا منافع شرکت¬های بزرگ و کمیته ها و کمیسیون ها و دفاتر دولتی- خصوصی اقماری آن¬هاست که فعالیتی بدون پاسخگویی و بدون حسابرسی دقیق داشته اند. رویکرد مدیریت سخت افزاری در بخش آب با ساخت سدها و سامانه¬های انتقال به مناطق دیگر، با نادیده گرفتن حق کشاورزان و عشایر و ماهیگیران، با کاستن از اراضی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، با صرف هزینه گزاف، بدون ارزیابی تحلیلی از طرح های اجراشده، 5 دهه پیامدهای ناسازگار اجتماعی، اقتصادی را به جامعه و خشکیدن خطرناک پیکره¬های آبی (رودها، تالاب¬ها، دریاچه¬ها)، و آلودگی خطرناک هوا با پراکنش غبار از تالاب¬ها و دریاچه¬های فروخشکیده را به محیط زیست کشور تحمیل کرده است. رویکرد نرم افزاری دربرگیرنده اصلاح الگوی مصرف، افزایش کارایی آب (از میزان حدودنزدیک به 4/0 کنونی و رساندن آن به 1 یا بیشتر که بویژه در بخش کشاورزی می تواند به معنای دسترسی به سالانه میلیاردها مترمکعب آب باشد)، یا بررسی سامانه های گردآوری باران، و نیز بازیافت و بازچرخانی و کاربرد چندین باره آب با نصب ابزارهایی نه چندان پیچیده روی بام ساختمان¬ها و نیز گسترش و ترویج یاخته¬های خورشیدی و... سایر شیوه های پایدار تامین آب و برق نادیده مانده است.
گسترش و ترویج دانش بومی پایدار آب مانند قنات ها و آب بندان¬ها بیرون از شأن تلقی شده و بعکس تخریب آنها با سدهای ناپایدار و پرهزینه و پرپیامد سال¬ها ادامه یافته است.
در حالیکه حوضه تمدن ایرانی، نخستین تمدنی است که کشاورزی آبی را آزمود، که قنات ها این هوشمندانه ترین شیوه های کاربرد پایدار آب زیرزمینی را ابداع کرد، که نیز سدسازان بسیار ماهری پرورید و ساخت نخستین سدهای قوسی (سد ایزدخواست اصفهان) و بلندترین سدهای جهان (سدکریت طبس به ارتفاع 60 متر بلندترین سد جهان بمدت 550 سال تا پیش از سد هور امریکا) را در پرونده خود داشت. اما گذشتگان ما که در چندین هزار سال شاید چند ده سد ساختند بدرستی و با آموختن از گذشت روزگار دانستند که سدها در چنین سرزمینی گرم و با میزان تبخیر از سطح آب تا 5 متر یا بیشتر که بخش بزرگی از آب را از دسترس بیرون می کند، با میزان زیاد رسوب آوریِ رواناب¬ها و رودها که در چند دهه سدها را پررسوب و بیفایده می کند، سدسازی رویکردی ناپایدار، غیراقتصادی و زیان بارست. آن¬ها که به خیر درازمدت نسل¬ها می¬اندیشیدند، با آگاهی و نه از روی ناتوانی، چندین سده پیش سدسازی را از رویکرد بهره برداری از منابع آب حذف کردند و شیوه¬های پایداری همچون قنات، آب بندان، شبکه های حساب شده برداشت از رودخانه را ادامه دادند.
دور دوم سدسازی در کشور پس از کودتای 28 مرداد بدست شرکت¬های بین المللی منتفع، بدون ژرف اندیشی و توجه به تجربه و دانش درخشان بومی - ملی آغازشد و متاسفانه پس از 1357 نیز علیرغم شوروشوق احیای هویتِ دانشیِ این سرزمین کهن، بدست فن سالاران و دیوانسالاران شرکت¬های منتفع ادامه یافت. هویت دانشیِ درخشانی که گذشته از نخستین ابداعات آبی، نخستین سازه های مقاوم به زمین لرزه، نخستین گرمابه با سوخت گاز طبیعی، سازه¬های با صرفه جویانه ترین شیوه های ضرور گرمایش و سرمایش، آب انبارها و بادگیرها، بازارهای مثال زدنی و بسیار دیگر پایدارترین¬ها را در پرونده خود داراست. خرد جمعی چنین حکم می¬کند که ساخت و ساز 1000 سد کنونی با اصول توسعه¬ی پایدار و مصلحت¬های این سرزمین همخوانی ندارد.

 

 

 

 

WSAEP All rights reserved © 2009